ادعا....زرزرای الکی

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "

یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم "

قدری احساسات پشت"به من چه اصلا "

مقداری خرد پشت " نمیدونم چی‌ بگم "

و اندکی درد پشت " اشکالی نداره" هست

 

ولی وقتی یه دنیی حرف داری و باید لبهاتو ببندی هیچ کس از چشات حتی یه خطش رو هم نمی خونه...همه دور و برم ادعاست...چه دوست چه دشمن

 

همه به حرف که میرسه کلی روانشناسن کلی مطلب بارشونه الگو چندین نفرن اما .....

/ 4 نظر / 25 بازدید
مهری

چی شده بهارجون ؟ نبینم ناراحتی یا نگرانی !!! امیدوارم هر چی که فکرتو مشغول کرده آخرش ختم به خیر بشه و به خوبی و خوشی ازش یاد کنی .. قوی باش .. گاهی وقتها بد هم نیست که آدم لبهاشو واکنه و حرفشو بزنه !

آمیتیست

باید به فکر ساختن یک بادبادک بود…. هنوز هم با کمی نخ و کمی کاغذ می شود به گیسوان طلایی خورشید رسید… [گل]

آسمان آبی

سلام بهار جون. صحبت قشنگی کردی. خیلی وقتها یه دنیا حرف داری و حتی عزیزترین شخص زندگیت نمی تونه اونو از عمق چشات بخونه... سلامت و شاد باشی عزیزم[قلب]

احسان بی غم

سلام[گل] اعصاب نداریا حرص نخور ممنون میشم یه سر ب وبلاگم بزنیو پیغام بذاری تا لینکت کنم فعلاَ